احوالات امیرحسین در 9ماهگی
سلام دوستای خوبم اصلا معلوم نیست تو این وب چه خبره!!!! دایی شدن هم ماجرایی داره برای خودش... یه مدته خبری از عکس جدید و آپ جدید نیست دارم فراموش میشم دیگه شکم آبجی کلی تپل شده.... مث توپ شده .... البته به نظر من بیشتر شبیه یه پل هوایی واسه کوچولوهاست.... این روزا خیلی هوس می کنم از روی این پل تردد کنم... آخه می دونین که خطرش کمتره آبجی هی به شکمش اشاره می کنه و میگه نازی نی نی نازی من که نی نی ندیدم اما واسه اینکه دلش را نشکنم ، منم رفتم شکمش را ناز کردم.... بعد یه خنده شیطنت آمیز کردم و یه کوچولو نی نی را زدم هرچی من می خوام فراموش کنم یه نی نی تو راهه باز یادم می اندازن خوب.... هر روز میگن امیرحسین دوست ...
نویسنده :
آبجی بزرگه
21:11


